ناصر الدين شاه قاجار
39
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
سارى اصلان از عقب آمد . عباسقلى خان لاريجانى در ركاب است ، شاطرباشى 32 بزرگ هست . خان نايب پسر اميراخور . اميراخور هم بنا هست بيايد . ابراهيم خان نايب ، حاج محمد قلى هستند . آقا ابراهيم ، آقا يوسف ، آقا دائى و غيره هستند . قهوهچىباشى هست ، در رمضان عروسى كرده ، دختر ميرزا زين العابدين ملك الكتاب را گرفته است . شب بيرون بعد از شام قرق شد ، بعد خوابيديم . Unchi [ غنچه ] 33 روز پنجشنبه 4 [ شوال ] بايد به علىآباد دبير الملك 34 برويم . صبح از خواب برخاسته 35 رفتيم حمام ، بعد سوار شده رانديم ، به كالسكه نشستم ، راهش بد نيست ، از قلعهء كوچكى است ، مزرعه همين چال طرخان است ، تا از دو سويه ده ميرزا شفيع مستوفى مرحوم و قشلاق شاهسون قورت بگلوها گذشتيم ، راه به علت هرز آبها بد بود و نهر داشت ، اما ساخته بودند . حسين مركن يك آهوى ماده در ماهور زده آورده بود ، نصر الله سفاهت مىكرد ، ترمستائى 36 به غازالاق مىانداخت . بعد به ناهار افتاديم . حكيم طولوزون ، تيمور ميرزا بودند ، همهء پيشخدمتها هم بودند حسين خان هم پيدا شد ، شنقار 37 و لاچينها را طلبيدند ، تماشا كرديم ، نصر الله بالابان خودش را طلبيد ، دهل باز مىزد ، داد مىزد ، سفاهت غريبى مىكرد . آقا وجيه هم آمده است . محمد رحيم خان ننر هم بود ، ميرشكار با اتباع هستند . بعد باز سوار كالسكه شده رانديم ، هوا بسيار خوب بود ، اما راه خيلى دور است ، پهلوى دست راست ده قنبرآباد خالصهء انيس الدوله ، آقا محمد حسن مرحوم ، خمارآباد حاجى محمد على شاهزادهء عبد العظيمى و غيره بود . سر راه هم حسينآباد حاجى محمد على بود . اين طرف رودخانه از رودخانه گذشته آب زيادى داشت ، رفتم منزل ، دبير الملك اطاق ساخته است ، سفيدكارى ، بخارى داشت ، شيرينى و غيره چيده بودند ، خود دبير هم بود ، بنا شد از مسيله ان شاء الله برويم قم . پسر اميراخور 38 را حكم شد برود صبح قم .